دیشب، به بهانه تبریک روز خبرنگار پیامی از یکی از دوستان قدیمی که سالهایی دور در دانشکده خبر، همکلاس بودیم، دریافت کردم. هرچند مدتی از عرصه رسانهای و تولید خبر فاصله گرفتهام، اما همچنان در فضای شغلیام، خود را فعال فضای ارتباطات و رسانه میدانم. برای تجدید خاطرات، سری به آرشیو یادداشتها، جزوهها، نوشته و عکس و فیلمها زدم که به صورت اتفاقی یادم افتاد مدتی بلاگی در سرویس بلاگفا داشتم و به دلیل مشکلاتی که در این مقال نمی گنجد ناچار به مهاجرت به سرویس بیان شدم. پسس از حدود 10 سال، با مراجعه نا امیدانه به بلاگ که حتی آدرس درست آن را هم به خاطر نداشتم و فشردن دکمه ورود، از سر خوششانسی، کلمه عبور را ذخیره شده یافتم و توانستم بار دیگر وارد بلاگی شوم که در گذشته مدتهای زیادی را در آن برای بارگزاری و مطالعه جزوه درسهای دانشکده خبر در آن صرف میکردم. دانشکدهای که برای من، منشاء تحولات بسیاری شد و خاطرات چنان به سرعت هجوم آوردند که گویی در همان روزها زندگی میکنم و همان شور، شوق و هیجان تحصیل در دانشکدهای که زمانی برای من و همکلاسیهایم مرجع دوستی و کار رسانهای بود زنده شد.
با دیدن آمار بازدیدها و اتفاقات رخ داده در بلاگی که رها شده بود، تعجب من به شوک بدل شد و حس کردم که شاید بازگشت به این فضا و ادامه فعالیت در آن، هم خالی از لطف نباشد و هم ادای دینی از جانب من دانش آموخته این رشته. پس تصمیم گرفتم دوباره این فضا را فعال کنم، اما با سبک و سیاق و سمت و سویی متفاوت.
هر چند امروز من دیگر آن دانشجوی پر انرژی و هیجان زده از کشف دنیای علوم ارتباطات اجتماعی نیستم، اما زندگی علمی و تحصیلی و علاقههای من همچنان در مسیری از این فضای گسترده ادامه دارد و خود را مدیون آنچه که از بزرگانی که به تناسب از آنها یاد خواهم کرد، میدانم. بنابر این در تلاش خواهم بود تا پاسخ سوالاتم را در این فضای لایتناهی و جذاب و در این دنیای شگفتانگیز در کنار شما بیایم.
محسن جابری